کتابهای منتشره
چند مصاحبه در فراز و فرودهای عشق ناگفته جلد اول
حکایت عشق، حکایت غریبی است، عشق در عین اعتلاءبخشی به انسانها و جوامعشان، میتواند آنان را به سمت ذلّت و اضمحلال سوق دهد و در عین تعالیبخشی و گسترش ابعاد وجودی انسانها و جوامع آنان، میتواند در هدم و نابودی عواطف انسانی افراد و جوامعشان نقشآفرین واقع گردد و در عین عمق بخشیدن به وجود انسانها و نمایان کردن افقهای جدید انسانی فراروی افراد و جوامع آنها، عواطف نوعدوستانه و انسانی آنان را به باد فنا داده، انسانها و جوامع آنان را به واپسروی، آشفتگی، سردرگمی و متزلزل ساختن ارزشهای فرهنگی، عقیدتی و خاصه اخلاقیشان مبتلاء و دچار سازد.
با وجود حساسیتهای موجود در زمینه عشق، باید اذعان داشت که پژوهش در امر عشق، به سبب عوامل متعدد ذیدخل در فراز و فرودهای عشق، بسیار سخت و دشوار است، اما با این همه، ضرورتهای زیادی وجود دارند که ورود پژوهشگران و عالمان در عرصه عشق را الزامی میسازند. مطالعات میدانی نگارنده، دلالت بر آن دارد که گاه جوانانی به مدت یک دهه یا بیشتر از یک دهه، درگیر عشق ناگفته خویش بوده و هرگز نسبت به آشکارسازی آن اقدام نکرده اند و یا جوانان دیگری هستند که با گذشت بیش از یک دهه از عمر عشق تخیلی خودشان، روال زندگی معمول خود را از دست داده، دیگر رو آوردن از جهان تخیل به جهان واقع را برای خودشان صعب، دشوار و ناشدنی میبینند.
به همین ترتیب نگارنده، گاه در کلینیک شاهد حضور مراجعی بوده است که به سبب بدفهمی در امر عشق، با سپردن خویش به دست دوست پسرش و باردار شدن، چارهای جز خودکشی برای خود نمییافته است و یا آن که مراجع دیگری چنان در مسیر عشق خویش به تعب و دشواری رسیده بود که به دنبال مزدوری میگشت تا دوست پسر خودش را بکشد!
در همین راستا میتوان از بروز اختلالهای دیگری همچون: افسردگی، درگیر شدن در سوءمصرف مواد، درهم شکستگی و فروپاشی روانی، اسیدپاشی، خودکشی و دیگرکشی افراد عاشقپیشه و عاشق و معشوق نیز یاد کرد، اما مسأله مهمتری که در عصر حاضر، در ارتباط با مقوله عشق ملاحظه میشود، این است که عشق، علاوه بر ایجاد عرصهای برای درهم شکستگی افراد (یا اعتلاءیابی آنان)، در به انحراف کشیده شدن جوامع انسانی، مؤثر واقع آمده است و برخی از افراد و نهادهای مُعظم (مانند رسانهها)، با مستمسک قرار دادن مقوله عشق، راه تعالییابی جوامع را با راه سقوط و اضمحلال آنان عوض و جابهجا کرده اند. به این معنا که اگر چه از آغاز تاریخ تا دهههای متأخر در جوامع بشری، همواره بُعد فردی عشق بارز بود و مشاهده میشد که افراد عاشقپیشه، به سبب عشقشان به اعتلاء یا فروپاشی و اضمحلال رسیدهاند، اما در عصر جدید به سبب تحریف عشق و مترادف دانستن عشق با فراز و فرود بدن و تبلیغ گسترده این امر در سطح جوامع بشری، مقوله عشق به مقولهای تخدیرآمیز نزدیک شده، همانگونه که فرانسیس فوکویاما، نظریهپرداز امریکایی از آن یاد میکند، بدل به مواد مخدر جدید جوامع بشری گردیده است.
مجموعه «مجموعه ما ز بالاییم و بالا میرویم»، با توجه به ضرورت خدماترسانی به افراد عاشقپیشه و با عنایت به تحولهای جدیدی که جوامع بشری را به سمت و سوی عشقسیال سوق میدهند، در صدد برآمده است تا با گردآوری دادههای میدانی در انواع عشقهای انسانی، در حد توان خویش دست به روشنگری هر چه بیشتر در امر عشق زده، با ایجاد روشنگریهای لازم، ضمن آن که به سهم خود مانع از سقوط انسانی انسانها یا در غلتیدن، به دامن عشقسیال که آنان را به خودرأیی، خودخواهی و پرکین بودن میکشاند، بشود، راه اعتلای جوامع آنان را نیز بنمایاند. مجموعه «ما ز بالاییم و بالا میرویم» شامل بیش از ۳۰ مجلد کتاب (شامل عناوین عشق بهیمی، شهوانی یا حیوانی، عشق شورانگیز، عشق تخیلی، عشق ناگفته، عشق مذکر و مؤنث، عشق روی خط -شکلگیری عشق در فضای مجازی-، عشق کودکانه و عشق با پایه باوری) است که به عرصههای مختلف عشق انسانی پرداخته است.
عشق ناگفته اولین عنوان از عناوین مدنظر مجموعه حاضر است که در شش مجلد (سه مجلد شامل مصاحبه با افراد درگیر در عشق ناگفته و سه مجلد شامل تحلیل علایم آغازین، میانی و انتهایی عشق ناگفته) ارایه گردیدهاند.
در بررسی عشق نهفته یا ناگفته، میتوان شاهد طیف گستردهای از افراد عاشقپیشه بود، افرادی که جریان عشق ناگفتهشان به درهم شکستگی رسیده و افراد عاشقپیشه دیگری که در سمت و سوی دیگر طیف، در عمل اعتلاء و تعالی را تجربه کرده، به پردازش انسان متعالیتری از خود رسیده اند. به تعبیر دیگر، در بررسیهای میدانی انجام شده در زمینه عشق ناگفته مشخصاً با دو طبقهبندی کلان میتوان مواجه شد، طبقه نخست (که شامل غالب افرادی است که درگیر عشق ناگفتهاند)، واجد عشق ناگفتهای هست که مؤلفه هیجان در آن بسیار پررنگ است، اما در طبقه دوم عشق ناگفته، برخی از افراد بیشتر از آن که عشقشان ناظر بر ابعاد هیجانی باشد، ناظر بر ابعاد شناختی و ارزشی بوده، افراد عاشقپیشه به صرف ابعاد شناختی و ارزشی محبوب مجذوب وی شده و عشق وی را در دل پروراندهاند.
بالطبع جهتگیری هر دو عشق ناگفته مبتنی بر هیجان و عشق ناگفته مبتنی بر شناخت، در آغاز، میانه راه و خاصه انتهای عشق ناگفته، علایم نسبتاً متفاوتی را از خود نشان میدهند که این معنا در مجلدات 4-6 مجموعه عشق ناگفته مورد بحث قرار گرفته اند.
لازم به ذکر است، با توجه به سرعت تحولات اجتماعی از سویی و بیعنایتی به بررسیهای پژوهشی در مورد مسایل انسانی- اجتماعی جامعه در کلان نظام دانشگاهی و مؤسسات پژوهشی کشور، درج مصاحبههای انجام شده با جوانان دبیرستانی و دانشجویان واجد این مزیت هست که ترسیمی هر چند نسبی از تحولهای روانی، اجتماعی، فرهنگی، عقیدتی و حتی زیباشناختی آنان را به دست میدهد و اگر چه نگارنده در مجلدات 4-6 این مجموعه، با اتکاء به همین مصاحبهها دست به جمعبندیهای لازم و برهمان مبنا، ارایه رهنمود زده است، اما این مصاحبهها میتوانند اولاً برای فهم بهتر تحلیلهای انجام شده در مجلدات 4-6 این مجموعه مورد استفاده قرار گرفته و ثانیاً میتوانند به عنوان یک ماده خام، جهت فهم هر چه بهتر برخی از تحولهای نسل جدید، مورد استفاده سایر پژوهشگران انسانی- اجتماعی قرار گیرند.